تجربه های فرهنگی من

آلبوم خاطراتی از تمام اتفاقات خوب و بدی که در این مسیر با آن ها مواجه شده ام...

تجربه های فرهنگی من

آلبوم خاطراتی از تمام اتفاقات خوب و بدی که در این مسیر با آن ها مواجه شده ام...

تجربه های فرهنگی من

به نام خالق بی همتا
مروا کلمه ای اصیل بوشهری است که به معنای "توفیق حضور در امور خیر" می باشد.
این بلاگ ایجاد شده تا ضمن اینکه زیبایی های کارهای فرهنگی ای را که درگیر آنها بودم به علاقه مندان به این فضا نشان دهم، مشکلات و موانعی ای را که یک دلسوز فرهنگی با آن مواجه می شود را معرفی کنم تا دوستداران این مسیر، مشکلات را بشناسند.
"مرواتون همه سال"

طبقه بندی موضوعی
پیوندهای روزانه
  • ۰
  • ۰

سلام

آوینیِ شهید فرمود: شهادت حال می خواهد نه بال.
شاید دوری ما هم از فضای نوشتن به خاطر عدم حال بوده باشد. اما پس مدتی که در خدمتتان نبودم، مجددا تصمیم گرفتم تا با نگاهی جدید به ادامه نگاشتن، نگاشته هایم بپردازم.

از آن جایی که دوستی با شهدا، علاوه بر تاثیری که به واسطه ی تلاش فرد برای الگو قرار دادن وی، بر روی او می گذارد، آثار و برکات برجسته ی دیگری هم دارد. چند مدت پیش خیلی اتفاقی به مطالعه کتابی پیرامون سردار شهید علی هاشمی مشغول شدم.
بی نظیر بود!

http://bookroom.ir/file/attach/201407/13142_600_800.jpg

نام کتاب هوری بود که بواسطه ی تلاشی که آن شهید بزرگوار در آن منطقه انجام داده بود، نامگذاری شده بود.
آن قدر محو خواندن کتاب می شدم که گاهی گذر زمان را هم فراموش می کردم.
از جذبه و ابهت یک جوان بیست و سه ساله گرفته تا فرماندهی چهار سپاه در بیست و پنج سالگی و ابتکارات و نو آوری هایی که برای هیچ ذهن مشوش کنونی، قابل هضم نیست.

ان شاالله اگر عمری باقی بود و توفیقی داشتم، حتما قسمت های جذاب کتاب را خواهم گذاشت.

یا علی

  • ۰
  • ۰

تا قرص نشدی، کار فرهنگی بزرگ انجام نده !
حتما می پرسی قرص یعنی چه !؟
شاید این عکس شما را از خیلی از حرف هایی که باید در این مورد بزنم، بی نیاز کند :

قرص بودن یعنی اینکه خودت در این مسیر به جایی رسیده باشی که تا حدی اطرافیانت تو را الگو کنند و این کار فرهنگی که به نیت اصلاح جامعه انجام می دهی تبدیل به یک سم فرهنگی برای خودت نشود.
شاید احساس نیاز کنی و این دغدغه ی انقلابی ات مانع از عدم انجام کار فرهنگی شود،

  • ۰
  • ۰

زیبا گفت :

باکری بودن بهتر است از با کری بودن ...

مواظب قدم هایت باش ...

http://www.aviny.com/clip/Defae_moghadas/shohada/in-10-mard/Mahdi_Bakeri-In-10-Mard-04.jpg


http://www.gamjoo.ir/wp-content/uploads/2015/01/zarif-kery-3.jpg

  • ۰
  • ۰

هفته ی بسیج رسیده بود و همچنان کاری که دلچسب باشد، انجام نشده بود.
پس از پشت سر گذاشتن امتحانی سخت، سریعا به روستا رفته و تصمیم گرفتم برنامه ای جالب و البته در توان، اجرا کنم.
برنامه ی "تیراندازی با تفنگ بادی" برنامه ای بود که از چند هفته قبل به فکر آن بودم و دنبال بهانه ای برای برگزاری آن می گشتم.هر چند برگزاری آن، با توجه به تقسیم وظایفی که انجام شده بود، بر عهده ی من نبود، اماچه کنم که درد و دغدغه ی فرهنگ، درد بی درمانی است که اگر بر پیکره ی یک دلسوز انقلاب وارد شود تا فرد را در این راه شهید نکند، دست بردار او نیست.

با وجود اینکه تک تک کار ها را روی کاغذ برای مسئول برگزاری ترسیم نموده و حتی شیوه ی انجام آنها را نیز توضیح دادم، اما همانطور که انتظار میرفت تمام کارها در آخر بر روی دوش خودم افتاد. هر چند بی انصافی است که از زجمت برخی از دوستان چشم پوشی کنیم.
تبلیغات را در فضای مجازی انجام دادیم و البته کمی هم تبلیغات لسانی انجام دادیم که مراسم روز جمعه 93/9/7 راس ساعت 15 برگزار می گردد.(این را در پرانتز بگویم بهترین شیوه برای تبلیغات در محیط های کوچک مانند روستا، تبلیغات زبانی است.)
سیبل را با کمی سلیقه با طرحی با عنوان"مرگ بر آمریکا" طراحی کردم.پس از اون لیست نفرات رو هم برای هر چه منظم تر شدن کار، طراحی و چاپ کردم و به محل برگزاری مسابقه رفتم.


  • ۰
  • ۰

جلسه ای بود به مناسبت هفته دفاع مقدس، و از برنامه های پیشنهادی آن برگزاری نمایشگاه کتاب بود.
مسئول فرهنگی پایگاه که در جلسه کنارم نشسته بود، خود را مصمم و مشتاق برای برگزاری آن نشان داد و با اطمینان خاطر گفت:"ان شاالله برگزارش می کنیم."
فردای آن روز 72 جلد کتاب مختلف با هزار زور و التماس، به صورت امانی گرفتم و آن ها را به خانه بردم تا ابتدا آنها را به طور کامل ثبت کنم سپس به محل برگزاری نمایشگاه که مسجد روستا بود منتقل کنم.

//bayanbox.ir/id/422186225762299932?view

  • ۱
  • ۰

بار ها برایم اتفاق افتاده که کارهایی را که انتظارش را نداشتم، افرادی که فکرش را نمی کردم، انجام داده اند.

می خواستیم ایستگاه صلواتی راه اندازی کنیم. مناسبتش هم به نظرم هفته ی دفاع مقدس بود.

کمی دیر شده بود و من کماکان دنبال وسایل برای برگزاری ایستگاه صلواتی

وسایل را از مسجد بیرون آوردیم .

همین که خواستم وسایل را چک کنم، به نظرم آمد که کلمن ی که قرار بود در آن شربت درست کنیم نیست.

//bayanbox.ir/id/7726405238992360249?view

سرم را که بالا آوردم، دیدم که دو تا از بچه های خردسال (درست همان هایی که به آنها گفته بودم : "شما فقط کنار بایستید و دست به هیچ چیز نزنید!") کلمن را گرفته و به سمت ایستگاه صلواتی می برند.

کلمن را گاهی روی زمین می کشیدند و گاهی بلند می کردند. یکی از بچه های بزرگتر خواست کلمن را از آنها بگیرد اما چنان گریه کردند که مجبور شدم کلمن را از او گرفته و دوباره به آنها بازگردانم...الحمدلله

  • ۰
  • ۰
شروع برخی کار ها با تلخی است
اصلا با آن کنار نمی آیی
خوب نگاه کن !
ببین به چه چیزی علاقه داری
کارت را از همان کانال انجام بده !
  • ۰
  • ۰
گاهی تمام ادله می گوید که
اگر فلان کار انجام بشود
نتیجه ی خوبی برای مجموعه خواهد داشت
اما حاضر نیست کار را استارت بزند
چاره اش فقط یک چیز است
خودت بسم ا... بگو
و
صف شکن باش ...
  • ۰
  • ۰
داخل حرم که می خواست وارد شود،
چادری سرش کرد،
بعد وارد شد.
بانو !
در محضر امام رضا (ع) حجاب خودت را رعایت کردی
اما بدان
بیرون ، در محضر خدا بودی
و اکنون در محضر هر دو ...
  • ۰
  • ۰
می گویی اگر 
فلان فرصت را داشتم
فلان چیز را داشتم
فلان امکانات را داشتم
فلان فلان فلان
آن کار بزرگ را انجام میدادم
اما 
همان فلان ها را که به دست می آوری
می بینی دیگر ، حال انجام دادن کار را نداری
چون
انجام دادن آن کار بزرگ تنها نیازش "فلان" نیست
بلکه هدف است
که تو از اول برایش وقت نگذاشتی...